برترین رمان ها

بایگانی‌ها هما پور اصفهانی - برترین رمان ها

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
راست ترين سخن و رساترين پند و بهترين داستان، كتاب خداست.
دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶
توضیحات

رمان روزای بارونی برای موبایل و کامپیوتر

روزای بارونی

روزای بارونی

 

دانلود رمان روزای بارونی از هما پوراصفهانی

این رمان تلفیقی از رمان های قرار نبود توسکا و جدال پرتمنا هست

خلاصه رمان :
کف هر دو دستش رو روی کاپوت ماشین گذاشت و نفس نفس زد
فریاد هایی که کشیده بود و قطراه های بارون آتیش درونش رو کمی خاموش کرده بودن
مشتش رو کوبید روی کاپوت … غرورش له شده بود … راه افتاد که سوار ماشین بشه
تصمیم داشت شب رو توی مطبش بخوابه … هنوز در ماشین رو باز نکرده که یه دفعه مغزش جرقه زد
سر جا خشک شد … یاد پسرک گلفروش افتاد … گلای مریم!!! گلای مریم له شده تو ماشین ترسا
ذهنش برگشت به عقب
صدای تانیا توی ذهنش پیچید:
– وای آرتان! چه بوی مریمی می یاد تو مطبت! عطرشو اسپری می کنی تو هوا؟!!!

Likes5Dislikes1

رمان توسکا برای موبایل و کامپیوتر

توسکا

توسکا

 

 

نویسنده رمان توسکا : هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۲۰ صفحه
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی

 

 

قسمتی از رمانچشمامو بسته بودم دهنمو باز کرده بودم و هوار هوار می کردم … طناز بازومو گرفته بود و هی مدام پشت سر هم تکرار می کرد: توسکا تو رو خدا… بیخیال بیا بریم… طوری نشده که… دستمو کشیدم از دستش بیرون و گفتم: اه ولم کن بابا… خیلی بزدلی به خدا… دوباره خواستم دهن باز کنم و ادامه حرفامو بگم که در اتاق باز شد… پسری قد بلند و خوش چهره اومد بیرون… وای مامانم اینا!!! چه هلویی بود! خوش هیکل خوش تیپ… موهای خرمایی روشن داشت با چشمای تقریبا خاکستری… لبای صورتی… نگاه نافذ… نگاهی به سرتاپای من انداخت که دستامو گذاشته بودم لب میز منشی و خم شده بودم توی صورتش… ابروشو بالا انداخت و گفت: بفرمایید تو خانم… صاف ایستادم… هان؟!!! با من بود؟!!! وایسادم زل زدم توی چشماش… دقیقا از حالت خودم یاد بز افتادم. پسره معلوم بود خنده اش گرفته ولی به روی خودش نیاورد… با دست به در اشاره کرد و گفت: چرا ایستادین؟ بفرمایید داخل دیگه… یه تیکه از موهای فر درشت سیاه رنگم افتاده بود توی صورتم و جلوی دیدمو می گرفت… نفسمو مثل فوت فرستاد بیرون و تکه موم شوت شد اونور… طناز هم مثل من خشک شده بود کنارم…

Likes8Dislikes0

رمان افسونگر برای موبایل و کامپیوتر

افسونگر

افسونگر

 

 

 

رمان افسونگر از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۵۹ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی

 

داستان رمان درباره دختری به نام افسون است که برادری بد ذات دارد. اون خیلی افسون رو اذیت و آزار میکنه، ولی افسون یک روز با پسری به نام دنیل آشنا میشه و پس از گذشت زمان این دو عاشق هم میشن، ولی به خاطر برادر افسون رابطه شون رو علنی نمیکنن، افسون میره با دنیل زندگی میکنه تا اینکه…
قسمتی از متن رمان افسونگر
آب دهانمو تندتند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام‬ برداره. همینطور هرصبح تا شب و هرشب تا صبح‬ توی گلوی من جا خوش کرده! می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بکشنه ولی بازم از رو نمیره!

Likes10Dislikes6

رمان سیگار شکلاتی برای موبایل و کامپیوتر

سیگار شکلاتی

سیگار شکلاتی

 

 

دانلود رمان جدید و بسیار زیبای هما پوراصفهانی

 

 

قسمتی از رمان بسیار زیبای هما پوراصفهانی به نام سیگار شکلاتی
– اوففف دستت درد نکنه داداش شهراد … حال دادی خفن …
شهراد پوزخند زد، از لب تخت بلند شد. دستمالی که مخصوص پاک کردن دستاش بود رو از توی کیفش بیرون کشید و انگشتای بلند اما پینه بسته اش رو یکی یکی روی دستمال کشید، بعد کف دستش و بعد هم کل دستش رو با وسواس پاک کرد … بعد از کارش فقط دوست داشت دوش بگیره … باید تا رسیدن به خونه صبر می کرد. (دانلود رمان سیگار شکلاتی)کمربند شلوارش رو که روی صندلی کنار تخت امید بود، برداشت و توی بندینه های شلوارش یکی یکی و با صبر فرو کرد
Likes24Dislikes16

رمان قرار نبود برای موبایل و کامپیوتر

قرار نبود

قرار نبود

 

 

دانلود رمان قرار نبود با لینک مستقیم
دانلود برای موبایل، کامپیوتر، تبلت، آیپد، لپ تاپ

رمان قرار نبود از نویسنده : هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۲۸۲ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه ، هم خونه ای

 

قسمتی از رمان قرار نبود
صدای آهنگ آنشرلی بلند شد. سرم داشت منفجر می شد. دستمو از زیر پتو بیرون آوردم و روی عسلی کنار‬ تخت کشیدم. صدا لحظه به لحظه داشت بلند تر می شد و من لحظه به لحظه عصبی تر می شدم. بالاخره دستم خورد‬ به گوشیم. چنگش زدم وکشیدمش زیر پتو. یکی از چشمامو به زور باز کردم و دکمه قطع صدا رو زدم. صدا خفه شد.‬ نمی دونم چرا آهنگیو که اینقدر دوست داشتم گذاشته بودم برای آلارم گوشیم. دیگه داشتم از این آهنگ متنفر‬ می شدم. ساعت چند بود؟ هفت صبح. لعنتی! خوابم می یومد دیشب تا صبح داشتم چت می کردم،

Likes13Dislikes6

رمان شام مهتاب برای موبایل و کامپیوتر

شام مهتاب

شام مهتاب

 

 

رمان شام مهتاب از نویسنده : هما پوراصفهانی
تعداد صفحات رمان : ۶۰۵ صفحه
موضوع رمان : عاشقانه

سالها پیش، وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.
شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود، اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد.
باید تقاص پس بدهیم، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم…

Likes13Dislikes12

رمان جدال پر تمنا پی دی اف جاوا و اندروید

رمان خانه مرگ

رمان خانه مرگ

 

 

نام رمان : جدال پر تمنا
نویسنده : هما پور اصفهانی
تعداد صفحات: ۵۸۴
خلاصه داستان رمان جدال پر تمنا:

همه چیز از یه جر و بحث شروع شد … یه جر و بحث ساده …
و بعد کم کم تبدیل شد به یه جدال … جدالی پر از شیطنت و عطش …
جدالی پر از تمنا … جدالی بین حوایی از تبار مسیح و آدمی از تبار محمد …

Likes17Dislikes8