برترین رمان ها

بایگانی‌ها سامان | برترین رمان ها

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
راست ترين سخن و رساترين پند و بهترين داستان، كتاب خداست.
جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
توضیحات
پست ویژه

رمان شهره شهر برای موبایل و کامپیوتر از برترین رمان ها

دانلود رمان شهره شهر

دانلود رمان شهره شهر

 

 

نویسنده: سامان

ژانر: اجتماعی

دانلود رمان شهره شهر برای موبایل و کامپیوتر از برترین رمان ها

خلاصه رمان:
صدای خنده ها در فضا میپیچید. بوی قلیان، شب گرم آخر تابستان را انباشته بود.

زن کودکش را به آغوشش فشرد. پشت در رستوران سنتی کز کرد. دل کندن برایش سخت بود.

دو ماهی میشد که کودکش را روز و شب پی اش کشیده بود و به او مهر ورزیده بود.

دیگر نمیتوانست. راه زیادی را آمده بود تا به اینجا رسیده بود، اینجایی که ممکن بود کسی کودکش را بیاید و در آسایش پرورشش دهد، نه مانند او آواره کوچه و خیابان.
نمیخواست دخترکش آواره باشد.
تکه کاغذی که بر روی آن نام کودکش را نوشته بود از جیب بیرون آورد و در لباس او جا داد.
برای آخرین بار بوسیدش: خداحافظ آلما
شهره شهر

دانلود رمان شهره شهر برای موبایل و کامپیوتر از برترین رمان ها

Likes0Dislikes0
پست ویژه

رمان پای بست برای موبایل و کامپیوتر

 پای بست

پای بست

 

 

📚پای_بست📚👆

نویسنده رمان  : سامان

قصه ی دختر ی به نام عاطفه است که در خانواده فقیری زندگی می کند و بعد از کلی جستجو به عنوان پرستار بچه وارد زندگی مرموز مردی بنام مهرداد و بچه کوچک شیرخواره اش میشود و کم کم میفهمد که مهرداد در گذشته چه ضربه های سختی از همسر و دوستانش خورده، پس شروع به کمک کردن به مهرداد میکند تا از کسانی که بهش آسیب رسوندن انتقام بگیرد اما وقتی از نقشه وحشتناک مهرداد مطلع میشود که ممکن است در این میان جان افراد بیگناه هم به خطر بیفتد با وجود علاقه ای که بین این دو بوجود آمده ، جا میزند ولی…

Likes0Dislikes1
پست ویژه

رمان عشق و لازانیا برای موبایل و کامپیوتر

 عشق و لازانیا

عشق و لازانیا

 

 

نام رمان: عشق و لازانیا (جلد دوم سگ خانزاد)

نویسنده: سامان

تعداد صفحات: ۲۳۳

خلاصه بخشی از رمان :

–          اسم من خطیبیه. تنهام. اسم تو چیه؟

نهال به دست او نگاه کرد که با دستمال و ماده نارنجی رنگی بر روی زخمش میکشید و آنرا میسوزاند. پاسخ نداد.

خطیبی ادامه داد: این وقت شب بیرون چه کار میکنی؟ شبیه پسرا لباس پوشیدی اما چهره ت نشون میده که دختری. نمیتونی مخفی کنی.

دستمال را به کناری گذاشت و دستمال دیگری بر زخم گذاشت تا روی آن چسپ بزند. خندید: شبیه دختر بارمان نیستی! اون کاملاً شبیه پسراس. شک نمیکنی که پسره!

نهال سرش را به تندی تکان داد. خطیبی نگاه دقیق و سریعی به او انداخت: چرا؟ چرا سرتو تکون میدی؟

نهال به چشمان او دقیق شد: همه میگن. من تکون نمیدم.

Likes2Dislikes0
پست ویژه

رمان سگ خانه زاد برای موبایل و کامپیوتر

سگ خانه زاد

سگ خانه زاد

 

 

 

خلاصه رمان:راجع به یه دختر بنام فلوره که سیگار فروشی میکنه و یه روز از همین طریق با برمان آشنا میشه،آشنایی با بارمان زمینه ساز ورودش به زندگی اون و اتفاقات بعدی داستانه!

Likes1Dislikes0